۱۰۹- پازل..!

قابل توجه اون دسته از افرادی که رفته بودن دنبال اسم برای من بگردن : “بیخود نگردید! چون تا تموم شدن ِ امتحانات اگه شما رنگ پازل ما رو دیدید من هم دیدم!! ” یعنی احساس می کنم اونقدرها هم که فکر می کردم خودم رو می شناسم، نمی شناسم.
حالا اینش اصلا” مهم نیست، مهم اینه که تمام حس و ذوق و شوقی که برای درست کردن پازل داشتم پریده و حالا من موندم و امتحانای تموم شده و دو تا پازل که احتمالا” باید خاک بخورن!

۱۳ نظر »

  1. غزلک گفت :

    تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۰۹:۴۴

    حتما برای امتحانت خیلی سرت شلوغ بوده.
    من که میگم اگه بازش کنی بریزی وسط اتاق جلوی چشمت کم کم حسش میاد.(قصد دارم خونه زندگیت رو بهم بریزم:دی)

  2. bahar گفت :

    تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۳

    به نظر من که پازل اعتیاد آوره! من یه ۱۰۰۰ قطعه گرفته بودم که هیچ کس باورش نمی شد تمومش کنم اما تمومش کردم و الان هم قاب شده روی دیواره! حالا هم یه ۱۵۰۰ قطعه گرفتم که می خوام تا آخر تابستون تمومش کنم (من سرکار میرم و تا ۷ خونه نیستم گفتم که بدونین عذرم موجه!!!!)

  3. نسرین گفت :

    تیر ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۱

    از لحظه ی تحویل سال یه پازل ۵۰۰ تیکه رو شروع کردم ! ولی تمام ذوقم پر کشید برای تموم کردنش ! فکر کنم باید برم ذوق بخرم !

  4. چایی داغ گفت :

    تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳

    تازگیها یکیشو که با هزار زحمت آقای همسر درست کرده بود و مدتها داشت زیر تخت خاک میخورد انداختم دور آخه از هم جدا شده بود

  5. سانی گفت :

    تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۱۷:۵۳

    امیدوارم امتحانات عالی بشه

  6. . بـ انـ و تمشــ کی . گفت :

    تیر ۲۱م, ۱۳۸۹ در ۲۱:۱۶

    اوم ، ی کم خستگیت در بره شورو میکنی !!
    اولش پایشو بزاری ناخواسته کشیده میشی سمتش :*

    یادی از ما نمیکنی !!

  7. خودمم گفت :

    تیر ۲۲م, ۱۳۸۹ در ۱۵:۲۱

    عوضش هر وقت این پازل ها رو میبینی یادی از خودت میکنی :))

  8. مژگان گفت :

    تیر ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۲

    امیدوارم موفق بشی چون من خودمو انداختم رو سرت !! _ در راستا کامنتی که برام گذاشتی _ صورتک نیش تا بنا گوش باز

  9. پریسا گفت :

    مرداد ۲م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۱

    قبلا که ایران بودی به وبت سر میزدم تا اینکه یه مدت طولانی ازت خبری نشد و ننوشتی تا امشب که تصادفی بهت سر زدم و تازه فهمیدم از ایران رفتی.. بهم نخندیا خب من پر از مشغله هستم!!!
    اما دوباره پیدات کردم
    موفق باشی!!

  10. Maryam, Me & Myself گفت :

    مرداد ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۸:۱۱

    مرسی بابت همکاری. روح م شاد شد

  11. جودی آبوت گفت :

    مرداد ۸م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۵

    نظرت در مورد اپ کردن و تموم شدن امتحانا و کلن سر زدن به دنیای بلاگستان چیه؟؟؟

  12. خانوم آسمونی گفت :

    مرداد ۹م, ۱۳۸۹ در ۰۴:۴۳

    چرا آپ نمیکنی پس خانومی؟

  13. سهیلا گفت :

    مرداد ۱۱م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۲

    یک بار تصمیم گرفتم پازل درست کنم اون موقعه که حس عاشقی داشتم انقدر این محسن من رنجوند تا آخر سر پشیمون شدم دیگه حال و حوصله شو ندارم
    (خسته شدم چرا آپ نمیکنی پس کجایی)

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر