۱۰۸- دموکراسیِ اینجایی اونجایی!
یعنی هر چی من از اون اول جلوی همکلاسی هام آبرو داری کرده بودم، امروز به باد رفت!
استاد جدیدمون در مورد ایران اونقدر اطلاعاتش بالا هست که آدم شک می کنه، نکنه طرف یه رگش ایرانی هست! یا چه می دونم شوهری، فک و فامیلی، چیزیش ایرانی هست! که البته انقدر این بهم فشار آورد که یه بار پرسیدم و خیال خودم رو راحت کردم! بنده خدا گفت، به فرهنگ و تمدن ایران علاقه مند هست و یکی از آرزوهاش این هست که سفری به ایران داشته باشه. سال قبل هم انگار می خواسته تصمیمش رو عملی کنه که همون مسائلی که همه می دونیم پیش اومده و بعد هم جرأتش رو نکرده!
داشتم می گفتم! یعنی این همه کلاسی که برای فرهنگ و تمدن ایران گذاشته بودم و جلوی همکلاسی هام از نقطه ضعف های ایران فاکتور گرفته بودم، امروز با بحث در مورد نحوه انتخابات توی هر کشور، به باد رفت!
استادمون توضیح داد که اینجا، انتخابات به صورت آزاد، برابر، همگانی، هر چی تو صندوق بندازی همون در میاد!! و رأی هر کس به خودش مربوطه!!، انجام میشه! یعنی در سایه دموکراسی کامل!
حرفاش که تموم شده نه گذاشته و نه برداشته، رو کرده به من و می پرسه:” توی کشور شما چطوره؟!”
منم کلا” حواسم به این نبود که واقعا” توی کشور ما چطوره! بیشتر به این حواسم بود که اسما” ما هم دموکراسی داریم!!
برگشتم با نیش باز می گم:” مثل اینجا!”
انتظار ندارید کسی که حتی می دونه قبل از ا.ن کی رئیس جمهور بوده و چه مدت بوده و الان چی کاره هست و چه جایگاهی داشته و حالا داره و خمینی کیه و چه کرده و اصلا” چی شد که یهو انقلاب شد و چی شد که یهو اینجوری شد و مفصل پیگیر اوضاع ایران هست و یک بار هم مفصل در مورد عقایدم در مورد اوضاع ایران صحبت کردیم و کامل می دونه چی فکر می کنم، حرفم رو باور کنه و برگرده بگه:” چه خوب! پس تو ایران هم دموکراسی هست!”
برگشته میگه:” شاید انتخابات در ایران دقیقا” مثل اینجا باشه اما نه قسمت ِهر چی تو صندوق بندازی همون در بیاد!”
دقیقا” حس آدمی رو داشتم که مثلا” بچه اش جلوی همسایه یه کار زشتی کرده باشه، بعد حالا همسایه داره موضوع رو جلوی بقیه همسایه ها بازگو می کنه!!
نه می تونستم وایسم بگم دروغ می گه نه وایسم توجیه کنم!!
بدترش اینکه باید وایمیستادم و توضیح می دادم که به عقیده من الان توی ایران دموکراسی هست یا دیکتا.توری!!