۱۰۶- سیاست وبلاگی!

یعنی از اون روزی که اومدم همین وسط وبلاگ نشستم و جیغ و داد کردم و بعد هم حسرت ِ آب طالبی و گرمای ایران رو خوردم، هوای اینجا خوب شده بود! یعنی اونقدر خوب شده بود که من مجبور شدم به هوای آلرژی پوستم که با بیست دقیقه زیر آفتاب موندن، شده بود مثل دو روز حموم آفتاب گرفتن، برم دکتر!
بعد در نظر بگیرید، من از ذوق این گرم شدن ِ هوا، اونقدر هول کرده بودم که روز اول به دوم نرسیده، بساط آبدوغ خیار!! راه انداخته بودم اینجا! یعنی خودتون ببینید چه کرده بود خدا!!
بعد حالا! دو روز هست که دوباره همون آش هست و همون کاسه! باز بارون و سرما و… !
تجربه بهم ثابت کرده هر وقت می یام اینجا بساط ِ خودزنی راه می ندازم، شرایط جوی- آب و هوایی تغییر می کنه؛ بر همین اساس فقط خواستم بگم…:” خدا جان! اگه الآن تگرگ هم از آسمونت بباری من دوباره بارونی به تن کن نیستم! حالا خود دانی!!”

۱۱ نظر »

  1. مژگان گفت :

    خرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۱

    انوقت منه بیچاره عاشق تن کردن بارونی ولباس زمستونی ام…ای خداااااااااااا

  2. غزلک گفت :

    خرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۱۸:۳۸

    پایگاه وبلاگی صدایی به سوی خدا!:دی

  3. نسرین گفت :

    خرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۲۰:۰۴

    برای خدا نامه بنویس حتما به مشکلت در اسرع وقت رسیدگی میشه ! انگار خدا آنلاین نیست گاهی !

  4. . بـ انـ و تمشــ کی . گفت :

    خرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۸

    کارای خدا کلا اینجوریه !!
    من عاشــــــــــــــــــق ِ بارون
    تو این گرما و در حسرت بارون !!
    تو عاشق ِ‌گرما اونجا تو حسرت آفتاب !

    هی !!

    چی بگم ؟

  5. . بـ انـ و تمشــ کی . گفت :

    خرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۲۰:۵۹

    کامنتم نیومد ؟

  6. چای داغ گفت :

    خرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۰۴:۴۷

    میدونم شرایط آب و هوایی خیلی تو روحیه تاثیر داره اما من ترجیح میدم با آقای همسر تو یه همچون کشوری در کمال آرامش و سرما زندگی کنم اما اینجا نباشم حیف که اون راضی نمیشه

  7. سعید(زیر تیغ) گفت :

    خرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۰۶:۴۶

    از من می پرسی چند نفر بشین هی با تاپ و … برین تو خیابون آخرش خدا کوتاه می یاد هوا رو گرمش می کنه واستون

  8. خانم اسمارتیز گفت :

    خرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۱۴:۳۴

    چه قدر دلم برات تنگ شده بود خانوم جیغ جیغوئه من! *:

  9. بانو گفت :

    خرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۳

    من که دارم عرق میریزم..حالشو ببر

  10. خودمم گفت :

    خرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۱۵:۳۳

    بالاخره یه بار درست و حسابی باس بشینی تکلیفتو با خدا مشخص کنی و سنگاتو باش وا بکنی
    اینکه نشد تا بری یه آبدوغ خیار بخوری معده ی آسمون تعجب کنه !

  11. sani گفت :

    خرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۱۷:۲۱

    :)) سرما رو دوست دارم.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر