۸۶- اندر دیدگاه خارجی ها در موردِ شبهِ حجابِ ما!

من هی بگم این خارجی ها ما رو چیزی در حد صد درجه زیر افغانستان فرض کردند هی شما بیاید بگید من دچار توهم شدم!
یعنی حیف این همه وقت و انرژی که صرف شناسوندن ایران به این بی استعدادها می کنم! این همه خودم رو دارم خفه می کنم توی کلاس که اینها بفهمن ایران اون چیزی که اینا فکر می کنن نیست! باز اینا حرف ِ خودشون رو می زنن! از این لجم می گیره اومدن خونه من، فیلم عروسی من رو دیدن! بعد دیدن آخرِ مراسم وقتی ملت میان خونه پدر محترم، لخت و عور توی هم می لولن! بعد حالا برگشتن به من می گن:” تو ایران، همه زن ها از اینا می بندن؟” حالا از این ها هم منظورشون “پیچه” هست که چون نه من آلمانیش رو می دونستم نه اونا، با اشاره سر و دست بهم فهموندن منظورشون رو!
یعنی من موندم چرا اینقدر ایران شناسی ِ این ملت افتضاحه!!
من هیچوقت مخالف حجاب نبوده و نیستم. قبلا” هم گفتم مسائل دینی و اعتقادی هر شخص قابل احترام هست اما از این لجم می گیره که این جماعت کلا” همه چیز ایران رو ول کردن چسبیدن به پرسیدن ِ سوالاتی که نه جز فرهنگ ما هست نه دغدغه ما! موضوعی که خودمون هم داریم سعی می کنیم یه مسئله فردی بشه! و البته منکر این هم نیستم که، قشر بزرگی از مردم ما مردمی بسیار مذهبی هستند اما نه دیگه به این شکل!
قبل از اینکه بهشون جواب بدم، اول یه پشت چشم براشون نازک کردم که از این به بعد هر چی دلشون خواست نگن! بعد هم گفتم:” نه! عرب ها و افغان ها از پیچه استفاده می کنن و البته چند کشور دیگه. من دقیق نمی دونم! ”
بعد این بحث پیش اومد که، اگه تو مسلمونی پس حجابت کوش؟
خوب من جوابی نداشتم بدم جز اینکه:” بی حجابی من ارتباطی با دین نداره!”
بعد به این گیر دادن که ما خانوم ها توی ایران چطور پوششی داریم!؟
خوب بهترین راه این بود که عملی نشونشون بدم! موهام رو باز کردم و از جلو بهشون حالت دادم و از پشت به امان ِ خدا رهاشون کردم! شال گردنم رو از عرض کوتاه کردم! بعد یه وجب شال رو انداختم رو سرم! بعد هم پاتوی یکی از بچه ها رو که به من حسابی تنگ بود به زور پوشیدم! یه قدم رویی توی کلاس رفتم و البته بهشون متذکر شدم که این آرایشی که من الان دارم ضربدر پنجاهش کنید!! – این مطلب قابل ذکر هست که، بنده اون روز به جز کرمِ مرطوب کننده هیچ آرایش دیگه ای نداشتم! البته اگر اون جز آرایش حساب میشه!-حدس می زنید اولین حرفی که از دهنشون در اومد چی بود!؟
” چقدر س.ک.سی!”

۱۳ نظر »

  1. هونیا گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۳

    بالاخره فهمیدن یا یه بار دیگه میپرسن ؟!

  2. تارا میرکا گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۴۵

    :))))))))
    واقعا هم راست گفته
    من همیشه میگم با این طرز پوشش خیلی بیشتر جلب توجه میشه تتا اینکه طرف حتی با تاپ و شلوارک بره بیرون!!

  3. پری ناز گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۸

    وووووواه. شوخی می کنی؟!!!!!پس دیگه اگه عروسی ها و لباس ها رو توی عروسی هخا ببینن چی می گن؟ اون هم عروسی رشتی ها

  4. غزلک گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۱۲

    بس که تو فیلمهایی که از اینجا پخش میشه زنا اونطوری هستن.
    ولی چه تصویر قشنگی از پوشش ایران دادی، دیگه فکر نکنم هیچی بگن!

  5. صفورا گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۳۵

    وا!!! باور کن فکر نمی کردم تا این حد اینجوری باشن این خارجکیها.):

  6. مستانه گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۵۴

    واقعاً می‌خواستی با فیلم‌هایی که امثال مجید مجیدی از ایران می‌سازن چیز دیگه‌ای هم جز این از حجاب در ایران انتظار داشته باشن. همش کوره‌دهاتها و بدبختی‌های ایران رو نشون می‌دن.

  7. ماه مون گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۰۶

    فکر کن ما پیچه ببنیدم
    میخواستیم بگی ما میچه می بندیم بر وزن نیچه :D
    .
    خیلی بامزه گفتم نه .
    آخر بی مزگی بود.

  8. Miss.Sun & Mr.Moon گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۴۹

    جدا هم خیلی خوب و کامل تیپ این وری ها رو نشون دادیا.

  9. Miss.Sun & Mr.Moon گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۸:۵۵

    باور کن ولی بانو جیغ باز هم ازت خواهند پرسید:دی چون هنوز معلومه سوال دارن. پسر دایی من که بعد ۲۰ سال اومد ایران هی با تعجب همه رو نگاه میکرد تازه اونکه ایرانی بود وای به حال اون بیچاره ها که ما رو با عرب جماعت یکی میکنن

  10. گلابتون گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۸

    واقعا ؟؟؟

  11. maahoor گفت :

    اسفند ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۰

    سلام،

    این سوال‌های تکراری هیچ وقت تموم نمی‌شه، چه جالب آخرش را دیگه حدس نمیزدم. من پیچه را هم نمیدونستم ما بهش میگفتیم روبنده و یک جایی خوندم (یادم نمیاد کجا) که کلمه burga (برقه) بعد از جنگ آمریکا و افغانستان وارد زبان انگلیسی شده ولی‌ آلمانیش را نمیدونم!

  12. هاD گفت :

    اسفند ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۱۳

    جا داشت این ضرب‌المثل رو هم بهشون یادآور بشین که :
    شنیدن کی بود مانند دیدن . بله !

  13. ایمان گفت :

    اسفند ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۱۷

    خوشا روزی که ایران به چهره فرهنگیش توی جهان شناخته شه نه چهره سیاسی . در ضمن بدحجابی از بی حجابی به لحاظ روانی شهوت آفرین تر هست

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر