۸۵- روز سلامت!

دیروز اینجا روز سلامتی بود. گروهی به آموزشگاه زبان آمده بودند برای آموزش دادن یکسری راهکارهای بهداشتی در یک رابطه جن.سی.
بعد من موندم چرا خانم ها و آقایون رو از هم جدا کردند و جدا جدا به هر گروه آموزش دادند! اگر این اتفاق توی کشور ما بیفته جای تعجب نداره. که البته هنوز کلاس های تنظیم خانواده رو به یاد دارم که دختر و پسر جدا بودن؛ اما اینجا..!
خدا رو شکر هم که همه جای دنیا یه چیزهای خاصی رو آموزش می دن! یعنی اگه الآن پیش خودتون این فکر رو کردید که چیزی که دیروز برای ما شرح دادن چیزی فرای اون جزوه های تنظیم خانواده بود، مدیون ِ من و خودتونید! فقط نکته جالبش این بود که احتمالا” این کسانی که برای آموزش اومده بودند، پیش خودشون این خیال رو کرده بودند که ماها به واسطه خارجی بودنمون از یه جایی به اسمِ داغوزآبادِ آفریقا پاشدیم اومدیم اینجا! با اون قد و هیکلش وایساده به ما طرز استفاده از کا.ندوم رو یاد می ده!یعنی شانس آوردن زود سرو تهش رو جمع و جور کردند والا می خواستم پاشم همونجا زکاتِ اطلاعاتم رو ادا کنم!

+ کی گفته خارجی جماعت رو باید دعوت کرد وگرنه امکان نداره بی برنامه یهو پاشه بیاد خونه ات؟!
اون هفته آقای کاناداییِ همکلاسم که معرف حضورتون هستند!؟، تلفن زده که:” ما شب داریم می یام اونجا! خونه اید؟!”
من با چشمای گشاد:” بله! حتما”! برای شام بیاید!”
اون:” باشه! پس ساعت ۷ اونجاییم!”
حالا ساعت چند بود!؟ پنج بعدازظهر!:دی

۱۶ نظر »

  1. ماه مون گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۲۲

    اوخی چه خوب
    راحتن دیگه
    مثل ما ایرانی ها دنگ و فنگ ندارن که میخوان یه جا برن از ده روز قبل برنامه ریزی می کنن.
    خوش بگذره

  2. maahoor گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۱۷

    salaam,
    khastam begam manam khareji-am haa;)

  3. رامونا کوچولو گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۴۵

    من هنوز بچم قضاوت نمیکنم درمورد ِ این کلاس ِ زیبا :دی
    ولی این آخری خیلی جالب بود :)) حالا شام خوش گذشت؟:D

  4. سانی گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۴۶

    :)) خوب آموزش بوده دیگه .
    خارجی ها هم مثه ما فرقش چیه؟! :دییی

  5. پری ناز گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۱۴

    می گم اصولا ایرانی با اینی که شما گفتی تفاوتش اینه که ایرانی ها حتی زنگ هم نمی زنند.

  6. هاD گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۱۸

    بله دیگه . زکات علم ترویج اونه . مخصوصاً که تنظیم باشه :))
    خارجی‌ها هم چتر بودن و خبر نداشتیم :))

  7. غزلک گفت :

    بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۰۷

    شاید اگه از هم جدا نکنن مردو زن رو یادگیری خوب انجام نشه!!!!!!

  8. سعید(زیر تیغ) گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶

    خوب بده دارن آموزش های سالم می دن
    خوبه عملی آموزش ندادن:))
    مهمونی خوش بگذره:))))

  9. Miss.Sun & Mr.Moon گفت :

    اسفند ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۵

    خصوصی های من رسیده به دست شما بانو جیغ؟؟؟

  10. حسام گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶

    برای اون آقای خارجکی شام قرمه سبزی درست می کردی یه من روغن باشه یا آش شعله قلمکار بعد می گفتی وای ببخشید نمی دونستم قراره مهمون بیاد شام ایرانی درست کرده بودم!

    کشک بادمجون هم خوب چیزیه براشون!

  11. مادام ماری گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۲۸

    توی دانشگاه ما که تنظیم خودخوانه!!
    راستی خانوم جیغ یه سوال، وبلاگ “هی فلانی!” رو شما می نویسی؟؟

  12. تارا میرکا گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۳۶

    شاید چون خارجی بودین مثلا، جدا کردن!!
    چـــــه جــــالب! D:

  13. گل‌ناز گفت :

    اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۶:۴۸

    سلام
    بنده خدا حسابی بی‌تعارف بوده!
    وب قشنگی داری!

  14. خانم صورتی گفت :

    اسفند ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۴۱

    دمش گرم!چه بی تعارف زندگی میکنه این آقای خارجی!:دی

  15. دوشیزه (متولد اسفند) گفت :

    اسفند ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۱۰

    آآآآآخ آآآخ نگو کلاس های تنظیم خانواده

    یه بار ازش مستفیض شدم اما خوب این دلیل بر این نیست که ازدواج کردم :دی

    خوب یادمه چقدر دلم واسه این همه دختر می سوخت… بیچاره خیلی هاشون نمیدونستند اندام تناسلی مرد چه شکلی هست، بعد قرار بود راه های ضد بارداری یاد بگیرند…. خیلی گناه داشتند

    خیلی بد بود… خیلییییییی

  16. میلاد گفت :

    اسفند ۴م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۵۷

    بهتر لود کامنت دونی پسرا و دخترا رو جدا میکردی که با فراغ بال پاسخ بدیم. آخه میدونی، ما هنوز تو ایرانیم.

    راستی، پیشنهاد میشه لزوم نوشتن ایمیل رو برای کامنت گذاشتن برداری.

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر