۸۴- Fasnacht یا Fastnacht !؟
این روزها در آلمان تعطیلاتی گذرانده میشود که سر آغاز آن با جشنی با نام فاست ناخت- Fastnacht- همراه است. اینطور که به نظر می آید Fastnacht از کلمه ای به نام Fasten به معنی روزه داری گرفته شده است. چرا که به محض پایان دوره جشن های فاست ناخت، ایام چهل روزهء، روزه داری کاتولیک ها آغاز میشود. که عموم بر این عقیده اند که این پیوسته شدن ایام جشن و روزه داری به دلیل پرداختن کفاره دوران جشن فاست ناخت و نوشیدن و بی بند و باری این دوران است!
فاست ناخت- Fastnacht-رسمی بسیار قدیمی ست. در کاوش های باستان شناسی ماسک هایی با قدمت دوهزار ساله پیدا شده است که مطمئنا” مربوط به جشن های فاست ناخت بوده اند.
این رسم تنها متعلق به کاتولیک نشین های آلمان که اغلب در حاشیه رودخانه راین سکونت داشتن، است. این رسم در شهرها و روستاهای مختلف با نام های متفاوت و سنت های متفاوت اجرا می شود اما دو روز در بین تمامی شهرها و روستا مشترک است، دوشنبه با نام Rosenmontag که روز قبل از شام روزه داران است و چهارشنبه با نام Aschermittwoch که چهارشنبه بعد از روزه گیری و آغاز ایام روزه داری است.
در مورد سرآغاز این رسم عقاید بسیاری هست اما تمامی عقاید به اینجا منتهی می شوند که، فاست ناخت در دوره ای شکل گرفته است که مردم به حضور قدرت های ماوراء اعتقاد داشته اند.
مردم بر این باور بوده اند که در سردترین زمان از سال باید فصلی جدید را آغاز نمود به همین دلیل با زدن ماسک های ترسناک و حیوانات برای ترساندن سرما و قدرت های منفی تلاش می کردند. با این حساب مردم سال را نه چهار فصل بلکه پنج فصل می دانستند. بهار، تابستان، پاییز، زمستان و فاست ناخت!
میشود گفت این رسم قبل از شکل گیری کلیساها حاکم بوده است و بعد از شکل گیری کلیساها به جای مخالفت با مردم کلیسا سعی در همراهی مردم کرده است. اما دلیل اینکه استفاده از ماسک جادوگران بیشتر از بقیه ماسک ها بوده است می تواند این باشد که، در دوران حکومت کلیساها بر مردم، تمامی مخالفان با عنوان جادوگر بودن اعدام می شدند! – درست مثل محارب خود ِ ما!!- مردم برای به تمسخر گرفتن کلیساها در فاست ناخت به صورت گروهی از ماسک جادوگرها استفاده می کردند. – درست مثل استفاده ما از ماسک ندا به صورت گروهی!-
نکته جالب در این جشن حکومت هرج و مرج در این دوران هست و اینکه تمامی قوانین مورد تمسخر گرفته می شوند. میشود گفت در این دوران هر کس امپراتوری کوچکی بر مبنای جشن و شادی و نوشیدن و رقصیدن و حاکمیت Narr که در معنی، احمق یا دیوانه است، تشکیل می دهد!
افراد وقتی به هم می رسند به جای سلام از کلمه Ho Narro! – هُو ناقُو!- استفاده می کنند. این کلمه ترجمه مستقیمی نداره اما میشود این کلمه را اینطور ترجمه کرد :” سلام دیوانه!”
در شب دوم جشن رژه ای توسط بچه های کوچک و مربی هایشان و البته بچه های مدرسه ای!! انجام می شود که همگی لباس خوابهای بلند سفید و کلاه و البته دستمال قرمزی به گردن دارند. اینطور میشود حدس زد که این پوشش مربوط به زمانی بوده است که کودکان در مدرسه های شبانه روزی زیر نظر کلیساها تربیت می شدند و از هرگونه شادی و جشن منع می شدند. و دقیقا در چنین شبی همگی با لباس خواب از مدرسه می گریخته اند تا در جشن فاست ناخت شرکت کنند! جالب اینجاست که هر گروه از بچه ها گهواره ای را با خود حمل می کنند دقیقا” شبیه همان گهواره معروفی که ما در مراسم ِ عاشورایمان حمل می کنیم! این گهواره ها حامل پلاکاردهایی ست با مضمون ِ عملکرد ِ معلمان!
پایان این جشن با آتش زدن عروسک های فاست ناخت و گریه کسانی که دوران امپراتوریشان به پایان رسیده است و از فردا از باید روال عادی زندگی را طی کنند و به قوانین احترام بگذارند، تمام می شود.
البته در این شهر گروهی هستند که عروسکشان را آتش نمی زنند و در رودخانه می اندازند.
می توانیم این موضوع را اینطور حلاجی کنیم که، در زمان حاکمیت کلیساها مخالفانِ زن را در کیسه می انداختند و در کیسه را هم می بستند و کیسه را در رودخانه می انداختند و بر این باور بودند که اگر جادوگر باشد می میرد و اگر نه زنده از رودخانه خارج می شود! – شاید هم بلعکس! – البته در اصل قضیه فرقی نمی کنه چون در هر صورت اون مخالف کشته می شده!- این گروه به تبعیت از عمل ِکلیساها، عروسک فاست ناخت خود را در رودخانه می اندازند!
مدت جشن در این شهر از دهم تا شانزدهم february هست.
+ من و هیس امسال با لباس های معمولی در این جشن شرکت کردیم و هر کی بهمون گفت :” Ho Narro!” ما هم بلند گفتیم :” Ho Narro!” اما سال دیگه احتمالا” همرنگ جماعت می شیم! چندتایی عکس و فیلم هم تهیه کردیم که در پست بعد حتما” اضافه می کنم!
فعلا” این را داشته باشید!
+ امروز به وبلاگ چغاله بادوم عزیزم سرزدم دیدم در مورد این جشن مطلبی درج کرده. توصیه می کنم مطالعه اش کنید!
غزلک گفت :
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۱۴
چه مراسم جالبی و چه تحلیل جالبتری.
مرسی
هاD گفت :
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۴
آپدیت میشه . منم دنبالش میکنم . ولی چون زود به زود آپدیت میکنن و اکثراً بالا هستن فکر کردم اگر تو یه فولدر دیگه ببرمش تا وبلاگهای دیگران که کمتر آپدیت میکنن بالا باشن بهتره .
به هر حال آدرسش اینه :
http://mamlekate.blogspot.com/
هاD گفت :
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۶
من الان نظری که دادم نفهمیدم چی شد . پرید یا تأییدیه ؟
خودمم گفت :
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۲۸
جالب اینه که دین در مقابل سنت های مردم نه تنها از خودش تقابلی نشون نداده بلکه با انعطافپذیری کامل هم به سراغشون رفته و یا سنت رو به خدمت گرفته یا به خدمت سنت در اومده مثل قضیه آتش مقدس برای ایرانیان قبل اسلام که وقتی به خدمت اسلام در اومد تبدیل به آتش ِ شمع ها در سقا خانه ها و بر سر مزار ها شد و اسلامی که با تمام ِ وجوه به خدمت ِ نوروز در اومده البته این در همه ی فرهنگ ها با مذاهب گوناگون موجوده و بحثم سر اینه که دین کمتر با اعتقادات مردم بازی کرده و فقط رنگ و لعابی بهشون داده اما این کلیساها مساجد و روحانیون و کشیش ها یی که به قدرت می رسیدند بودند که به تقابل با سنت های مردم پرداختند مثل همین کاری که مردم اونجا برای مخالفت با کلیسا به صورتی نمادین انجام دادند .
سانی گفت :
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۲۰
هر جایی مراسم جالب مخصوص به خودش رو داره. اون فیلمه با مزه بود یعنی سال دیگه شما هم از این لباسا می پوشین
رامونا کوچولو گفت :
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۲
WOW
ماسکش زیادی خشن نیس؟!! :d
خیلی جالب بود مراسمشون ..
“بهار، تابستان، پاییز، زمستان و فاست ناخت!”
:))
واسه خودشون یه جشنیه هااا … از عکسا هم کلی خوشم اومد …
لباساشونم جالبـــه!!
ممنون از اینکه با جشن ِ مخصوصشون آشنام کردی …
نه لازم شد که یه بار بیام آلمانو از نزدیک این جشنو ببینم
ماه مون گفت :
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۳۲
مردم چه کارا که نمی کنن خواهر
از خودتون عسک می زاشتی خب
اون یوتویوپ هم فیلی بود .
خوبی دوست جونم.
هاD گفت :
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۲۰
پست متفاوتی بود .
اینها ۵ فصل داشتن . اونوقت هر فصل چند ماه بوده ؟