۷۷- چارچوب رفتاری!
من کلا” از اون دسته از افرادی هستم که بر نوع رفتار خودشون با دیگران ایمان دارن! و ابدا” اجازه هیچ نوع دخالتی رو حتی به عزیزترین افراد زندگیشون نمی دن! البته این بر اون معنی نیست که در کارهاشون با کسی مشورت نمی کنن!
همیشه از این متنفر بودم که کسی برای من حد و حدودی در نوع رابطه ام با دیگران تعیین کنه! تا به امروز هم به هیچ کس چنین اجازه ای ندادم و مِن بعد هم چنین اجازه ای نخواهم داد! روابطم با دیگران از دید خودم تا حدی سنجیده بوده که جای هیچگونه حرف و حدیثی باقی نگذاشته و نخواهد گذاشت. به هر حال هیچ چیز به اندازه دخالت کردن دیگران نمی تونه من رو عصبی کنه! اون هم دخالتی که بدون شناخت و دلیل و یا دونستن اتفاقات باشه!
من عقیده دارم هر رابطه باید بر پایه احترام متقابل باشه. حالا این رابطه می تونه یک رابطه عاشقانه، یک رابطه دوستانه ساده و یا یک رابطه کاری و … باشه! احترام متقابل عنصر جدایی ناپذیر هر رابطه ای هست و اگر روزی این احترام از بین رفت باید دفتر اون رابطه رو بست! کلا” توی تموم کردن اینطور رابطه ها هم استعداد عجیبی دارم! یعنی برام فرق نمی کنه در گذشته چقدر با طرف مقابلم روزهای خوب داشتم؛ طرف عمه ام باشه! نزدیک ترین دوستم باشه! همکارم باشه! کافیه احساس کنم اون احترام و محبتی که من دارم برای رابطه خرج می کنم یا به حساب وظیفه گذاشته میشه و یا بازتابی نداره، خیلی راحت همه چیز تموم! در مرحله اول تمام صمیمت ها از بین می ره و اگر ببینم طرفم همچنان در خواب خرگوشی تشریف داره، به مرور دور می شم و بعد هم در چهارچوب همون احترام، رابطه رو به جایی می رسانم که همه چیز تموم بشه! به عقیده خودم این منطقی ترین کار هست!
من از اون دسته از آدم ها نیستم که سعی می کنند حتی دشمنشون رو هم با محبت کردن جذب کنن! احترام زیادی برای ایندسته از افراد قائلم اما درک کاری که می کنن از چهارچوب فکری من خارج هست!
حالا برای من با این طرز فکر خیلی سخت هست بخوام بشینم وسط یه جمع و کسی بخواد من رو بازخواست کنه که “چرا با فلانی چنین رفتاری داری؟!” و یا “چرا با فلانی تماس تلفنی نداری!؟”
هضم اینگونه صحبت ها و برخوردها برای منی که توی خانواده ای بزرگ شدم که آنقدر برای افکارم و نوع رفتارم ارزش قائل بودن که هیچگاه در مورد کارهام توضیحی نخواستن، خیلی سخت هست!
+ دیشب همینطور داشتم توی فلدرهای دوران مجردی آقای هیس می گشتم، به فلدری برخوردم از کارهای موسیقی آقامون! یادمه این دو تا کار رو خیلی سالها قبل برام فرستاده بود و من با شنیدنشون حس خوبی پیدا می کردم! البته اون موقع هنوز خبری از یه رابطه عاطفی نبود!:دی
بدون امکانات تخصصی!! ضبط شده ها!! خانومی هم که باهاش می خونه انگار فقط همکار بوده!!:دی
آشفته و عاشق
ماه مون گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۳
منم این شیوه تو رو دوست دارم و بیشتر وقتها مثل خودت هستم ولی گاهی واقعا در مقابل بعضی ها نمیشه کاری کرد و چیزی گفت و حتی رابطه داشتن با کسی که دوستش نداری و ازش بدی دیدی گاهی واقعا از سر اجباره …
.
ماه مون گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۴
دارم کارهای آقای هیس گرامی رو گوش میدم . بله بله صداشون قشنگه ولی خانومه نه صداش زیاد خوب نیست.
.
همسرت رو تشویق کن ادامه بده …
ماه مون گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۵۵
راستی من فکر می کردم آقای هیس سنتی کار می کنه.
سانی گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۴:۰۴
منم برای روابطم یه مرز قائلم و دوست ندارم کسی برام تکلیف معین کنه ..
دو تا موزیک قشنگ بود گیتار عالی ولی صدای همکار آقای هیس یه کمی گوش خراش بود :دیییییی
خودمم گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۰۲
آخه خواهر من خیلی داری سخت میگیری
اگه قرار باشه این جور آدمها رو که به همه ی روابط آدم سرک میکشن و تازه توی چارچوب روابط انتظاراتی دارن و حتی به قول خودت کارهای آدم رو جزو وظایف میدونن ، از دایره ی روابط حذف یا کمرنگشون کنیم مطمئن باش به تعداد انگشتهای یه دست هم آدم نمیمونه کنارت
البته میدونم حتی اون تعداد کم ارزشش خیییییییلی بیشتر از اونهمه آدمه اما یادت نره این جزئی از فرهنگ ماست کز محبت خارها گل میشود .
حکمت گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۰۴
متاسفانه کسایی که تو کار بقیه به نحوی دخالت می کنن دوست دارن همه از زاویه ی دید اونا به دنیا نگاه کنند و نمی تونن تفاوت رو به راحتی قبول کنن. بیشتر آدم ها هم دوست دارن که اون زاویه ای که تو دید خودشون هست رو به بقیه قالب کنن . ترک این عادت خیلی سخته ، شاید شما حوصله ی کمک به این افراد رو نداری اما بعضیاشون لایق این کمک هستند که بفهمن این مساله رو.
غزلک گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۴۷
کاملا با روش ارتباطت با دیگران موافقم.
فکر کنم جواب خودت رو یه جورایی خودت همون اول دادی.همیشه هستن کسایی که دوست دارن درباره همه چی اظهار نظر کنن پس هر کاری خودت فکر میکنی درسته انجام بده و به حرفشون اهمیت نده.
پیردختر سبکسر گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۲
موسیقی و اجرای موسیقی با گیتارو دوست داشتم. مرسی که تقسیم کردی.
من اجازه نمی دم توی کارم دخالت کنن اما روشون خط نمی کشم. سعی می کنم باهاشون حرف بزنم. به هرحال همه ی آدم ها یه نقطه ضعف هایی دارن. نمی شه حکم کلی داد.
تُــ ـپُـــ ـق گفت :
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۴۹
همیشه نمیشه این کارو کرد !
گاهی رشته ی محبت بعضی از رابطه ها اون قدر محکمه که به راحتی کنار گذاشته نمیشن !
رامونا کوچولو گفت :
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۰۸
هی…از اخلاقت خوشم میاد!از آدمایی که واسه خودشون قوانینی دارن خوشم میاد …
میدونی؟وقتی کسی اینا رو ازت میپرسه نشون نده کلافه شدی … خودت که آدمو رو میشناسی!!
آقای هیس:) چه تفاهم زیادی با هم دارین:) خیلی قشنگ بود خوشم اومد …. واقعا خوشم اومد … اولی رو دوسش داشتم.
تارا میرکا گفت :
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۳
خونـــــــــه ی نو مبارک عزیــــــــــزم
بــــوس
نازگل گفت :
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۰۷
کا ملا باهات همنظرم و اصلا به پست یه جور حرف دل من بود . آهنگای آقای هیس هم قشنگ بود مخصوصا از عاشق خیلی خوشم اومد
نسرین گفت :
دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۱۲
فعلا اینو خوندنم . برای بکامنتم . بار دیگه برا اون یکی فک میزنم .
میگم خیلی حیف شد که شوهر داری ! آخه اخلاق منم دقیقا همین جوریه ! داری تفاهم اخلاقی رو ؟!
صدای آقاتونم به دلیل عدم دسترسی به ای دی اس المان نشنیدیم . ایشالا دفعه ی بعد !
دختر نارنج و ترنج گفت :
دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۳۱
به نظرم کار درستی می کنی… بعضی از آدم ها خیلی روشون ماشالله زیاده که به رفتار دیگرون اینقدر راحت ایراد می گیرن.
دارم صدای آقاتون رو می شنوم. قشنگه… آفرین! هنوز هم موسیقی کار می کنه؟؟؟
میثم گفت :
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶
jalebe
هاD گفت :
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۱۴
این رفتار با بقیه مشترکه . ولی یهو از وسط مسیر کج میشه !