۷۳- کبوتر با کبوتر، باز با باز- ۲!
کسانی در ازدواج های خارج از چارچوب ضرب المثل ” کبوتر با کبوتر، باز با باز” می تونن به خوشبختی و آرامش ِ خیال امید داشته باشن که درصد انعطاف پذیری ِ بالا و انرژی فوق العاده زیاد داشته باشن. در نظر بگیرید این تنها برای ازدواج ها هم ملیتی هست!
ازدواج های فراملیتی، مبحثی کاملا” مجزا هست! می تونیم در حالت کلی این گونه ازدواج ها رو به دو دسته تقسیم کنیم!
در نظر بگیرید، به طور مثال دسته اول: فردی ایرانی که در ایران رشد پیدا کرده و دوران بلوغ و حتی ابتدای جوانی رو در ایران گذرونده، توی شرایطی قرار می گیره که با فردی که دارای ملیتی دیگر هست ازدواج کنه. حالا یا همون اوایل جوانی مهاجرت کرده و بعد شرایط ازدواج براش فراهم شده و یا اینکه کلا” در ایران زندگی می کنه و حالا برای ازدواج با فرد مذکور باید مهاجرت کنه به کشور اون فرد!
دسته دوم افرادی هستند که قبل از دوران بلوغ و حتی در کودکی ایران رو ترک کردن و شرایط ازدواج در حالی براشون پیش میاد که مهاجری هستند که سالهای سال هست با فرهنگ کشورِ مهاجرپذیر تا حد زیادی کنار اومدن و چه بسا فرهنگ کشور خودشون رو هم فراموش کردن!
به نظر من ازدواج های فراملیتی برای افراد دسته دوم راحت و چه بسا دلچسب تر از ازدواج با یک هموطن خودشون هست! چرا که هر دو طرف درک متقابلی از شرایط موجود اجتماعی و فرهنگی کشوری که درش ساکن هستند، دارند! البته هستند افراد زیادی از این دسته که ترجیح می دن با هموطن خودشون ازدواج کنن و البته این کاملا” به نوع تربیت و شرایط خانوادگی برمی گرده!
به عقیده من، سخت ترین نوع ازدواج، ازدواج دسته اول هست! با اون طرف کار ندارم اما طرف ایرانی! هم باید با شرایط جدید زندگی در یه کشور جدید آشنا بشه و هم با فرهنگ و دیدگاههای جدید ِ کسی که می خواد در کنارش زندگی کنه! این می تونه خیلی هیجان انگیز باشه اما کافیه اون طرف ایرانی فقط یه کم شبیه من باشه! یعنی کلا” انعطاف منعطاف که هیچی! صبر و تحمل هم که هیچی! یعنی از همون روز اول تکلیف خودش رو با طرفش روشن می کنه که:” این آستین های بالا زده رو می بینی؟ به هوای زندگی با تو بالا رفته! کشور من یه فرهنگ ۲۵۰۰ ساله داره که شکر خدا هیچ کشوری نداره!! داشته باشه هم از ما کش رفته!! سندش موجوده!! من که تو نمی شم!! تو باید من بشی!”
یعنی هیجان تولید میشه اما نه هیجانی دلچسب که آدم رو به ادامه اون زندگی امیدوارم کنه!
ازدواج های فراملیتی اگر چه انرژی و انعطاف پذیری بالایی رو برای رسیدن به آرامش و زندگی مطلوب می طلبند اما در کنارش شرایط مطلوب برای آشنایی با ملیت، فرهنگ و زبان ِ جدید هم هست! و البته من گمان می کنم بیشترین منفعت رو بچه هایی می برن که در این شرایط به دنیا بیان!
البته این در صورتی ممکن هست که زوج زندگی رو به آرامشی نسبی رسونده باشن!
دختر نارنج و ترنج گفت :
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۵۸
جالب بود نوشته ت… دقیقا با منطق جور در میاد. می دونی؟ آخه کلا ازدواج و کنار آمدن با یه آدم دیگه که سخت هست، فرهنگ هم که تفاوت داشته باشه مشکلات بیشتر می شه.
این تیکه ی آستین بالا زدنت عالی بود دختر! کلی خندیدم….
غزلک گفت :
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۰۳
آی گل گفتی من هی یه چیزی میخواستم بگم ولی رو زبونم نمیچرخید، انعطاف پذیری بود. خیلی باهات موافقم.
سانی گفت :
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۴۹
ازدواج با یه شخص از یه فرهنگ دیگه خیلی سخته دیگه فکر کن طرف مال یه کشور دیگه هم باشه . ولی در برابر اون همه سختی تجربه های جدید کسب میشه
بانو گفت :
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۵۶
جهنم و ضرر ..زن خارجی هم میشیم..
دست بکار شو دیگه جیغ جون
خودمم گفت :
دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲۳:۳۲
اولن که اصلن خود ِ ازدواج و عشق است ( تابلو شد مجردم ؟ )
ثانین بقیه حل شدنیه اصلن کی گفته باس آدما رو با کفتر و قرقی قیاس کرد ؟ :))
——-
آبجی حالا ما دو روزه نیومدیم . تو باس یادت بره یه ننه مرده ای هی میاد بت سر میزنه و هی لینک نمیشه ؟ !!
مرمر گفت :
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۵:۳۴
مرسی عزیزم بابت لینک آهنگ برش داشتم
سعید(زیرتیغ) گفت :
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۲۰
سلام
نمی دونم چی بگم ولی فکر می کنم این کار خیلی سخت باشه و و حتما باید دوطرفقبول کنن که باید از بعضی خواسته هاشون بگذرن
سعید(زیرتیغ) گفت :
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۶:۲۰
سلام مجدد
چرا زیر بعضی از لینکهات خط کشیده شده
مشی گفت :
دی ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۰۷:۰۰
زبون مهمه. همین فارسیش کلی سوءتفاهم پیش میاد باز
ساوید گفت :
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۱
درد ما اینست که وقت زخم خوردن، بجای تبعیت از احساسات، باید خرد را چراغ راه کنیم، و به جای خیره شدن به زخم خویشتن، باید مراقبت کنیم مبادا طرف را زخم بزنیم!