۷۲- کبوتر با کبوتر، باز با باز!

از قدیم و ندیم این ضرب المثل رایج بوده که:” کبوتر با کبوتر، باز با باز!”
از دید پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما، ازدواج هایی می تونستند سرانجام داشته باشند که یه جورایی در چارچوب این ضرب المثل شکل گرفته باشن! این چارچوب رو اگر بخوایم باز کنیم، می تونیم از نظر، سطح موقعیت اجتماعی، سطح فرهنگ، سطح تحصیلات، موقعیت مالی و حالا کمی باز تر، زادگاهها یا همون رسم و رسومات قومی قبیله ای، بهش نگاه کنیم! البته من عقیده دارم با رواج شهر نشینی دو مورد آخر یه جورایی کمرنگ شده و گاهی حتی بهش توجه هم نمی شه! که شاید گاهی توجه کردن به این موضوع از توجه نکردن بهش سودمندتر باشه!
اگر بخوایم این موضوع رو از کمی بالاتر بهش نگاه کنیم، می تونیم به ازدواج های فرا ملیتی هم اشاره ای کنیم! یادمه اولین بار وقتی به طور جدی به این موضوع فکر کردم که سال اول دانشگاه بودم! دوست پدر محترم از کانادا برای تعطیلات تشریف آورده بودن و با آب و تاب در مورد دامادِ آمریکاییشون صحبت می کردن. یادمه اون موقع جذاب ترین قسمت این قضیه برام، یادگیری هر چه بهتر زبان انگلیسی توسط دختر دوست پدر بود! هر چند که اون خانوم پزشک بودن و زیاد فرقی به حالشون نمی کرد! به هر حال تا وقتی از نزدیک برای آدم پیش نیاد نمیشه روی سود و زیانش حساب کرد!
به نظر شما، اینگونه ازدواج ها چه مشکلاتی، پیش رو دارن و البته چه مزیتی نسبت به ازدواج های نرمال دو هموطن!!؟

۱۱ نظر »

  1. نسرین گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳

    هنوز نخوندم این پستت رو … می آیم و می خوانم … گفتم قبل از تایید کامنتام یه اطلاع رسانی کنم … بابا دامادهای من خودشون خفن سبزند !!! اون نوشته رو معکوس نوشته طفلکی . :ی

  2. سعید(زیرتیغ) گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۲۳

    سلام
    به نظر من ازدواج یه بخش عمده ای از زمان رو هم در ادامش داره که دیگه احساسات و عشق و عاشقی تو خیلی دخیلی نیست و واقعیت و منتطق وجود داره
    به نظر من تو این جور ازدواجها آدم اول باید جنبه منتظقی قضیه رو نگاه کنه نه احساسیش رو
    مطلب رو که خوندم یاد فیلم بدون دخترم هرگز افتادم

  3. دلا گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۵:۰۱

    moshkel hamishe hast. che zamani ke zoj, 2 ta hamvatan bashan che zamani ke az 2 ta keshvare dg bashan!
    man fekr mikonam mohemtar az hamechi tafahome. ya hamoon darke tafavotha!

  4. خانوم زیگزاگ گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۲

    به نظر من بیشترین موارد اختلاف بخاطر فرهنگ مختلف دو نفره. هر چی فاصله بیشتر باشه این فرهنگ هم تفاوتای بیشتری داره. مثلن تو یه خانواده رسمه که فلان کار رو بکنن و خانواده ی دیگه چون این رسم رو مسخره میدونن یا قبول ندارن انجامش نمیدن و اینجا نوعی بی احترامی ناخواسته رخ میده که خیلی از مشکلات از همین نشات میگیره… توی ازدواج های اینچنینی باید طرفین انعطاف پذیریشون خیلی زیاد باشه… اگه این خصوصیت رو داشته باشن که خب یکی از محاسنش میتونه آشنایی با فرهنگ جدید و لذت بردن از اون باشه. یعنی دو طرف با هماهنگیشون و انعطاف و نداشتن تعصب بتونن فرهنگای هم رو گلچین کنن و راحت تر زندگی کنن. اما وقتی انعطاف پذیری وجود نداره همون با هم وطن و ترجیحن همشهری ازدواج کنیم بهتره و مشکلات کمتره.

  5. خانوم زیگزاگ گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۲

    من یه کامنت طولانی نوشتم. اومد؟

  6. نسرین گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۰۵

    به نظرم تو این جور ازدواج ها اگه یکیشون اهل بیخیالی باشه یک ازدواح بی دردسری رو خواهند داشت ! چون حرص تفاوت فرهنگی رو در جاهایی که خیلی بارزه نمیخورن …

  7. حامد گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۶

    سلام
    مبارکه
    در مورد اون چیزی که گفته از قسمت نمایش>ابزارک ها> یه متن به منو اضافه کن و کد ها رو توش بنداز و ذخیره.
    برای فید هم یه همچین کاری باید بکنی آدرس فید رو روی یه عکس لینک میکنی آدرس فید شما این هست : http://daily.toranj.de/?feed=rss2
    خوب برای فیدبرنز هم باید تو سایت مذبور!! ثبت نام کنی و لینک فیدت رو بهش بدی تا از طریق اون انتشار پیدا کنه
    اگر سوالی داشتی من امشب کاملا آنلاینم و در خدمت.
    بگذریم که اونجا روزه

  8. غزلک گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۰۸

    به نظرم خیلی سخت باید باشه. روبرو شدن با یه سری فرهنگ و آداب و رسوم و حتی ادمهای غریبه خیلی سخته. خب به نظر من زبان مشترک داشتن در تفاهم خیلی مهمه.
    البته فکر میکنم بسته به آدمش فرق میکنه بعضی راحت با شرایط کنار میان بعضیا هم سخت.

  9. مرمر گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۶

    به به می بینم لینک دونی گودری راه اندازی شده………..

  10. آذین گفت :

    دی ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۲۷

    از اون سوال های سخت کردی. چون نمی شه در موردش حکم دارد و بستگی داره به عوامل مختلف فرعی و اصلی. اما به طور کلی من فکر می کنم که ازدواج های فراملیتی به خاطر عدم زبان مشترک، عدم پیشینه ی مشترک و همینطور اختلاف های فرهنگی و سوءتفاهم هایی که در زبان می تونه اتفاق بیافته ازدواج هایی هستند که بیشتر می تونه به بن بست و احساس تنهایی طرفین مواجه بشه.

  11. دختر نارنج و ترنج گفت :

    دی ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴

    با زیگزاگ موافقم کاملا.. تازه بین همین دو تا شهر توی کشور خودمون کلللی مشکل پیش میاد. خواهرم با شوهرش هر کدوم از یه شهر بودن و به خاطر اختلاف فرهنگی خیلی اذیت شدن. درست می گه زیگزاگ.. انعطاف پذیری خیلی خیلی زیادی لازمه.. البته خب بعضی آدم ها این ویژگی رو دارن و بالطبع براشون خوب هم هست. خیلی چیزهای جدید یادمی گیرن. اما خود من باهاش اصلا موافق نیستم..

RSS نظرات این نوشته · آدرس دنبالک

ارسال نظر